چشمتون روز بد نبینه

مجبور شدیم جهت کارآموزی بهداشت به مدت 7 روز در یک فقره مرکز بهداشت مشغول به خدمت شیم. فقط کم مونده بود کلاغ پرم بریم.34.gif

هر روز کله صبح با ساعت گوشیم بعد از شفصد ساعت کشتی گرفتنو کلی منت کشی سر ثانیه ها از خواب ناز بیدار می شدم (آخه نیست ما هر شب ساعت 9 با قصه ی رادیو می لالاییم)37.gif

حالا مرکز بهداشت که می رسیدیم مجبور بودیم به کنفرانس های هشت در هفت بچه ها که خودشونم می دونستن مزخرفی بیش نیست بگوشیم38.gif و شاهد صبحانه خوردن اعضای اکتیو اون جا هم باشیم.40.gif

جالب تر از همه این بود که هرکس می اومد یه بچه تو شکم داشت، دوتا به دستش، یکی سر بغلش، دوتا تو محوطه بیرون بازی می کردن، 3 تاشون مدرسه بودن و بزرگه هم با باباش سر کار بود.19.gif

حالا به کیس هایی که اونجا اومده بودن توجهتون رو جلب می کنم:26.gif

یه خانمه اومده بود که اسم شوهرش جمعه بود. 39.gif

یه پیرزنه اومده بود که تا دلتون بخواد گوش ما رو به بیگاری کشیده بود. 32.gif

یه نفر اومده بود که ability بالایی داشت آخه در عرض 8 سال 4 تا بچه آورده بود طوری که فکر می کنم تا سال 2020 تعداد بچه هاش به 10 تا برسه.....43.gif

یه بچه اومده بود که رو اعصاب همه راه رفت چون بعد از گرفتن 100 تا شکلات هم حاضر به همکاری جهت تست بینایی نشد.47.gif

ولی در مجموع دوران الافیت بدی نبود هرچند روز آخر با امتحان شفاهی که ازمون گرفته شد لای سنگ محک له شدیم.02.gif

......................................................

از اين که اسم وبلاگ من عوض شده اصلا تعجب نکنيد چون من به دوستانم قول داده بودم اگه امتحانات اين ترم رو پاس کنم اسم وبلاگم رو بذارم غضنفر.( آخه اين اسم بود من انتخاب کردم؟)15.gif

.......................................................

دوستانی که از بک گروند من می نالن لطف کنن یه مقدار به خودشون زحمت بدن موس رو بالا پایین کنن.

بالاخره زندگی یه سری بشین پاشوهای خاص خودشو داره(منظور همون فراز و نشیب می باشنده)

/ 31 نظر / 32 بازدید
نمایش نظرات قبلی
نسرين

ببخشيد حاج خاونم ما يه سوال شرعی داشتيم تکليف اونايی که می آن اينجا و چشماشون کووووور می شه چيه؟ و اينکه دیه کوووووور شدن چشماشونو کی بايد بده؟

۳۱ اسفند

نمی خواهم درس اخلاق داده باشم ولی بدون تعارف از اين طور نوشتن در مورد اتفاقات بخش و محیط کارچندان خوشم نمی ايد.مخصوصا ادمهايی را که طول روز ديده ایی بیمار باشند و تو طبیب.فکر می کنم گاهی بايد سليقه بيشتری خرج خاطره ها کرد

سارا

خوب بابت اين قضيه همدردی ميکنم .يعنی منظورم اينکه عجب جايی بوده. اپ کردم . منتظرم

مجيد

خانم دکتر لينک وبلاگت رو نمی تونم بذارم می گه ادرس اشتباهه !!!!

علیرضا

سلام ،‌ وبلاگ شما را به پرشین مدلاگ اضافه کردم: http://persianmed.ir/medlogs

متوترکسات

آقا قاصدکهای اين بک گراند شما ميره تو چشم من...

میم

حتما خوشحال میشم

نسرین

چشممون روز بد دید.آپ کن ده......

ژاندارک

دوره ی بهداشتتون ظاهرا به مزخرفی ارتوپدی منه که هر روز ساعت شش و نيم بايد بيمارستان باشم! -------------- يه ماه آِپ نکردين؟!