اطلاعاتم از بیخ و بن پوسیده است؟

یه نفر: این دیگه چه احساسیه؟

من: یه جور خلاء قبل امتحانیه.02.gif

استاد: مگر من 100 بار به این دانشجویان نمی گم که همه چیز و نذارید واسه شب امتحان. خوب اینم آخر عاقبتشه دیگه...

من: استاد می شه امتحان رو یه هفته عقب بندازین؟04.gif

مامان: بیا به من کمک کن ایشالا امتحاناتو خوب میدی.

من: من درس دارم.26.gif

خواهرم: من که اصلا همچین احساسی ندارم و می خوام واسه فوق شرکت کنم.

من: ما رو باش رو دیوار کی یادگاری می نویسیم.29.gif

فک و فامیل : راستی کلیپ جدید ... اومده. دیدی؟ خیلی باحاله.

من: واقعا. ببینم. خیلی دنبالش بودم.04.gif

روانپزشک: شما اختلال هویت دارین. فکر می کنم اگه این نسخه ای که واستون پیچیدم.... البته به یه روانشناس هم ...

من: نظر لطفتونه.35.gif

مادربزرگ: دکتر ما چه طوره؟ بیا همین فشار منو بگیر. دکتر تپش قلبم جدیدا زیاد شده.

من:06.gif31.gif

اون یکی مادربزرگ: دکتر ببین این قرص ها رو دکترم به من درست داده. خیر ببینی الهی کی بیام مطبت.

من: 31.gif35.gif

بابا: این همه خرجت کردم که اینو بگی؟

من: حالا یه چیزی گفتم دور هم باشیم.48.gif

معلم دبیرستان: من که می دونم شما خیلی درس خونین عزیزم. تواضع نکن و این حرف ها رو نزن که من همیشه از تو تعریف کردم و گفتم حتما یه جراح خوب می شی.

من: حالا حالتون خوبه. هنوز بازنشست نشدین؟34.gif

دوست 1 : پایه ی همه بیخ و بن هاتم؟

من: تو دیگه چرا؟04.gif11.gif

دوست 2: جوجه رو آخر پاییز می شمارن.

من: خوب امتحانات ما 31 مرداد تموم می شه...03.gif

من: چقدر خوابم میاد.

من:37.gif

هان ن ن 42.gif

پ.ن : اینا همش من درآوردی بیش نبود17.gif04.gif

/ 15 نظر / 37 بازدید
نمایش نظرات قبلی
سيناپس

به باران: مرسی به مادر سپيد: ما هنوز اولای راهيم خيلی خوشحال شدم از اين که می تونی بوس غير قندی بگيری به سجاد: من شما رو لينک کردم خيلی وقته. دقت کن. اگه همين جوری بخوای تست بزنی بايد پزشکی رو بی خيال بشی به دژاوو: به لاله: به پدر نم نم:

مريم

مگه ۱۰۰ بار بهت نگفتم درو واسه شب امتاحتن نذار!

سارا

يک دانشجوی پزشکی اصيل در ايام امتحانات حسی غیر ازین نمیتونه داشته باشه!و باز نکته ی مهم هیچ وقت سعی نکن اینها رو برای کسایی که پزشکی نخوندن شرح بدی چون اتلاف انرژیه!

ميترال(طبيب)

حالا چرا می یای آبروریزی میکنی... مگه جنابعالی استرس هم دارید(ای...) همیشه مگر غیر از این بوده(درس مال شب امتحان می باشد و لاغير)

سارا

ااااااو چه خبره پزشک سی و.يک مرداد اخی من به جای تو ناراحتمهمزاد پنداریمن که هميشه از خون واينها می ترسيدم مثل تو هم علاقه ندارم جراح بشم ولی مهم علاقه ی تو

سيناپس

به مريم: کو گوش شنوا به دکتر سينا: سلام همشهری به سارا: اصيل؟ به ميترال جونم: نه جون تو هميشه همينه به سارا: ولی من علاقه دارم به جراحی زياد از خونم اصلا نمی ترسم.